![]() |
![]() |
|
|
من ۲۱ سال دارم من از سال سوم دبیرستان در هنرستان ؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟مثل بیشتر دوستان استارت کنکور را زدم و در بین دوستان خودم از همه سرتربودم تا کنکورازمایشی در مرحله اول در بهمن 82 را امتحان دادم ودر چند ماه اول پشتکار زیادی نداشتم ودر کنکور آزمایشی توانستم رتبه 7 هنرستان را بیاورم همین امر سبب شد من پشتکار خو را همراه درس چندین برابر کنم در آن ایام خیلی به خودم فشار آوردم وتا در دومین مرحله کنکور آزمایشی که بتوانم خودم را برای این کنکور آماده کنم همه چیز به خوبی پیش می رفت و من در اردیبهشت دومین کنکور را امتحان دادم امتحان سخت وخوبی بود(ولی ای کاش در این امتحان شرکت نکرده بودم) چندی نگذشت که کارنامه کنکور آزمایشی آمد و من توانستم به یاری خدا رتبه7 را در هنرستان به 1 برسانم و حتی در کل استان هم رتبه اول را بیاورم ودر کل کشور نیز رتبه قابل توجهی بیاورم بهد از رسیدن کارنامه غرور به من غلبه کرد من که از مهر همان سال با جدیت به فکر کنکور بودم در 2 ماه مانده به کنکور اصلی(دولتی) از مسیرم منحرف شدم درس خواندن روزی 10 ساعت رسید روزی 2 ساعت و حتی کمتر و به خودم می گفتم اگر کمترین رتبه را هم بیاورم بلخره قبولم. کار به جایی رسید که سه هفته مانده بود به امتحانات از بس خودم را بالا می دیدم به مسافرت 1 هفته ای رفتم و حواسم اصلا به کنکور نبود. ودر در ضمن این را بگم چون از بس به خودم اطمینان داشتم همه 15 اولویت کنکور را شهرهای بزرگ ایران (یزد – تهران شیراز…) زدم و چون خیال می کردم اولویت اول یزد قبولم اولویت های شبانه را انتخاب نکردم. تا بلخره روز موعد فرا رسید ومن امتحان اصلی را دادم امتحان نفسگیری بود.من باز خیال می کردم قبولم !!!!!!!!!!! روز نتایج امتحانات رسید و من خودم را قبول دانسته و حتی به فکر مدارک ثبت نام برای ثبت نام در دانشگاه یزد بودم . بلیط و……….. من و دوستانم از صبح منتظر نتایج کنکور در باجه روزنامه فروشی بودیم ! تا ظهر شد و نتایج هنوز نیامده بود .یکی ازدوستانم به من گفت بیا بریم کافی نت نتایج در پایگاه پیک سنجش هست .ولی من یه اینترنت اعتماد نداشتم چون قبلا دوستانه داشتم که اسمشان در سایت نبود ولی در روزنامه بود و بعد معلوم می شد سایت اشتباه کرده ….داشتم می گفتم رفتم به کافی نت یکدفعه اضطراب عجیبی به من حکمفرما شد!! من اسم خودم را گفتم و پس ازچند ثانیه در کمال آرامش به من گفت قبول نشدی عزیزم؟؟!! یکدفعه انگار یه بمب تو سرم منفجر شد. تا چند روز بقول بچه ها تو هپروت بودم ولی دیگر نمی شد کاری کرد غرور زیاد از حد کارش را کرده بود باید از نو تلاش کرد من در یرای سال بعد خودم را آماده کردم و چون دیپلم را گرفته بودم و به دبیرستان نمی رفتم حواسم همه روی کنکور بود و هر 2 هفته به قلم چی می رفتم و امتحان می دادم و بین این دو هفته فقط درس می خواندم کارم به جایی رسید تا 17 ساعت در روز درس می خواندم البته کمترین 12 ساعت بود و در ماه آخر به 17 ساعت رساندم البته در قلم چی هم رتبه های درخشانی می آوردم اما اصلا به رتبه توجه نداشتم و فقط روی نقاط ضعفم در کارنامه ای که به دستم می رسید کار می کردم. بلخره موعد امتحان فرارسید ومن توانستم به خوبی امتحان بدهم ولی این بار در اولویت ها دقت کردم واولویت شبانه هم به کار بردم .(به قول یکی از دوستانم که خیلی به قبولی من اطمینان داشت و فهمید یه از دلایل عدم قبولی ام بد انتخاب کردن اولویت و اولویت اولم را در سال اول کنکور یزد زدم به من گفت : یزدی ها اولویت اول را یزد نزدند تو چطور یزد زدی؟؟؟؟؟؟؟؟) و من در دومین سال توانستم با اقتدار قبول شوم و رتبه ۲۶۳۲۵ در سال اول را به ۲۱۴ در سال دوم برسانم ودر کل استان خودم هم رتبه اول را به دست آورم و من در اولویت اول به یاری خدا قبول شدم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه پارس آنلاین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ صد ها کلیپ جذاب در اختیار شما قرار می دهد و شما هم برای اینکه کلیپ های زیادی ببینید می توانید از گروه پارس آنلاین حمایت کنید تنها کار شما این است که بر روی لینکهای تبلیغاتی کلیک کنید
|
| پیوندهای روزانه |
|
کلیپ عشق در تاریکی هواپیما کلیپ رقص کنار دریای خزر دانلود کلیپ جنایت1 ساعت برای سایت یا وبلاگ آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|